آنچه داريم براي آنكه دوستش داريم
شعر های من و بابام
امروز
چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386
مهـد آزادیم ار سلسله ها بگذارند
خانه آبادم اگر زلزله ها بگذارند
مدفن دشمن ار قصد ستیزم سازد
تیغ لا در کفم ار این بله ها بگذارند
ناکسان بر سر آنـند که پیمان شکـنند
دست در دست شب غائله ها بگذارند
روبهان را سـر آن است که با مکر و حیل
بیـن شـیران همه جا فاصـله ها بگذارند
بر حریم ِحرم ِلاله رُخان راهی نیـست
تا پس از شور همه سنبله ها بگذارند
می توان وادی ِتـوحید به اخلاص سپرد
با خود این شـرط اگر قـافله ها بگذارند
کعـبه عشـق کجا مامن حجاج شـود
مگر آنـدم که هـمه مرحله ها بگذارند
می رسـد سهم عـدالـت به همه خلق خدا
عمرعـاصـان اگر این هـلهله ها بگذارند
ای سـفر کرده به ناز ار بـر عـشاق رسی
یکـدمـی حوصله کـن تا گـله هـا بگذارند
محمد علی جعفریان

