یکشنبه نوزدهم آذر 1385
حتی ستاره ها ...
تا روز ، روز توست ندارند مشتری
سیاره ها به گرد تو در حالت سماع
ناهید و تیر و زهره و بهرام و مشتری
هوهو کنان به شوق تو با شور و با خروش ؛
چون قطب عالمی و نداری برابری
تو نقطه ی تمرکز پرگار خلقتی ؛
از هست توست هستی هر خشک و هر تری
هر کس که نیست لایقت ای تن طلا ترین
- زر را نیابد آنکه ندانسته زرگری -
این غیرت زمینی اجازه نمی دهد
هم رو به من بتابی و هم رو به دیگری
ای کاش مثل ماه که اینجا کنارم است
بودی فقط برای خودم؛ برتر از پری !
تو قسمت منی و به تو می رسم ولی؛
صبرم به سر رسید از این دور آخری
محمد مهدی جعفریان
شنبه چهارم آذر 1385
یک شب میان خلـوتم آیـینه آیا می شوی ؟
با روح زردم همسفر سـبزینه آیا می شوی ؟
ای رستم اسطوره ها روزی به رسم دوستی
مهمان شوق خلوت تهـمینه آیا می شوی ؟
من عهد می بنـدم تو را ، بی تو نباشم لحظه ای
تو بی خیال لغـزش پـیشـینه آیا می شوی ؟
عمریـست فرهاد دلم در بیستون عاشقی است
شـیرین من مهمان ِدل در سـینه آیا می شوی ؟
قصری ز آیـینه تو را در سینه باشد منتظر
مهمان زیـبای دل ِبی کینه آیا می شوی ؟
یک اربعین کردم دعا ، عهد تورا کردم وفا
تو ضامن ِاین وعده ی دیرینه آیا می شوی ؟
گرم تمنای توام ای آفتاب آرزو
مثل همیشه منتظر ، آدینه آیا می شوی ؟
محمد علی جعفریان(عاشق)

